الگوی کف پخشی

سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۳

الگوی کف پخشی

.

الگوی کف پخشی

.

شکل الگو شبیه بلندگو است. این الگو در انتهای روند نزولی تشکیل می‌شود. بازار پس از اینکه یک حرکت نزولی را شروع کرد، وارد فاز خنثی می‌شود. کف‌های قیمتی الگو سیر نزولی دارند. یعنی پس از اینکه حرکت نزولی متوقف شد، کف‌های قیمتی جدید، پایین‌تر از کف‌های قیمتی قبلی قرار می‌گیرند. اگر کف‌های قیمتی را به یکدیگر وصل کنیم، خط روندی نزولی پدیدار خواهد شد. این خط روندی، نشانگر کف دامنه محدود نوسانی است. در این الگو، اوج‌های قیمتی سیر صعودی دارند. اوج‌های جدید در سطوح بالاتری نسبت به اوج‌های قبلی قرار می‌گیرند. اتصال اوج‌های قیمتی به یکدیگر، منجر به تشکیل یک خط روندی صعودی می‌شود، که در واقع سقف دامنه محدود نوسانی است. به همین دلیل به این الگو، الگوی پخشی می‌گوییم. چون‌که فاصله اوج و کف قیمتی دامنه محدود نوسانی، رفته‌رفته بیشتر می‌شود.
برای تشکیل الگو، حداقل به دو اوج و دو کف قیمتی نیاز است. هرچند که الگو، نشانگر تشکیل کف قیمتی است، اما جهت شکست الگو می‌تواند مسیر بعدی بازار را مشخص کند. یعنی الگو هم بازگشتی است و هم پیرو روندی. اما شکست صعودی الگو، قدرت بیشتری دارد. به همین دلیل بهتر است که به شکست‌های صعودی توجه کرد.
در الگو، اولین نشانه شکست زمانی است که قیمت نتواند از اوج قیمتی به کف قیمتی برسد. یعنی شاهد کاهش جزئی در الگو باشیم. در این حالت از بالاترین و آخرین سطح قیمتی الگو، خط افقی رسم می‌کنیم. این خط افقی، خط شکست احتمالی الگو است. عبور قیمت به بالای این خط، به معنی تائید الگو است. برای محاسبه اهداف قیمتی صعودی، کل ارتفاع و نصف ارتفاع الگو را به این سطح اضافه می‌کنیم. اعداد به‌دست‌آمده، اهداف قیمتی بازار هستند.
در شکست‌های نزولی هم به‌طور عکس کار می‌کنیم. بازار کف قیمتی را تشکیل می‌دهد و به سمت بالا بازمی‌گردد. اما از رسیدن به اوج قیمتی قبلی یا جدیدتر باز می‌ماند. این افزایش جزئی، اولین نشانه از شکست نزولی الگو است. در این وضعیت، خط افقی از آخرین و پایین‌ترین سطح قیمتی درون الگو رسم می‌کنیم. این خط، محل شکست احتمالی الگو است. قیمت اگر به زیر این سطح حرکت کند، ابتدا به اندازه نصف ارتفاع الگو و در ادامه به اندازه کل ارتفاع الگو حرکت خواهد کرد.

.

مثال اول

.

الگوی کف پخشی

.

در نمودار EURUSD، شاهد حرکت نزولی تا بالای محدوده ۱٫۰۵۵ دلار هستیم. جفت ارز پس از این محدوده وارد فاز خنثی‌شده است. همان‌طور که مشاهده می‌شود، کف‌های قیمتی تشکیل‌شده در این محدوده، نزولی هستند. اما اوج‌های قیمتی، سیر صعودی دارند. با رسم سقف و کف دامنه محدوده نوسانی، دو خط روندی نزولی و صعودی به دست می‌آید. در اینجا، نرخ برابری دو بار به سقف دامنه محدود نوسانی (خط روندی صعودی) برخورد کرده و دو بار هم به کف دامنه (خط روندی نزولی) اصابت کرده است. یعنی حداقل تعداد برخوردها برای تشکیل الگو را دارد.
در آخرین برخورد، جفت ارز از سقف دامنه به سمت پایین برگشته است، اما این کاهش در نرخ برابری جزئی بوده است. یعنی حرکت جفت ارز، نتوانسته به کف دامنه برسد. این اولین نشانه از احتمال شکست صعودی الگو است. بااین‌حال، بایستی بااحتیاط رفتار کرد. با مشاهده کاهش جزئی در نمودار، خط افقی را از آخرین اوج قیمتی الگو رسم می‌کنیم. این، سطح احتمالی شکست الگو است. یعنی اگر جفت ارز از این محدوده عبور کند، الگو تکمیل‌شده و شکست صعودی هم تائید خواهد شد.
برای برآورد اهداف قیمتی، ارتفاع الگو را محاسبه می‌کنیم. برای این کار، بیشترین نرخ (۱٫۰۵۷۵۱) را با کمترین مقدار جفت ارز (۱٫۰۵۵۱۳) تفریق می‌کنیم. مقدار به‌دست‌آمده، ارتفاع الگو است (۰٫۰۰۲۳۸). پس هدف نهایی بازار، سطح ۱٫۰۵۹۸۹ است. توصیه می‌شود که همیشه، نصف ارتفاع الگو را هم به‌عنوان حداقل مقدار حرکت بازار در نظر بگیرید. برای این کار ارتفاع الگو را نصف کنید و به سطح شکست (۱٫۰۵۷۵۱) اضافه کنید. همان‌طور که مشاهده می‌شود، بازار به اندازه نصف ارتفاع الگو (۱٫۰۵۸۷۰) و بعد از آن به اندازه کل ارتفاع الگو (۱٫۰۵۹۸۹) حرکت کرده است.

.

مثال دوم

.

الگوی کف پخشی

.

در نمودار پانزده دقیقه EURUSD شاهد تشکیل الگوی کف پخشی هستیم. در این الگو، نکته مهمی وجود دارد که بایستی به آن دقت کرد. گفتیم که الگوی کف پخشی می‌تواند در جهت نزولی هم بشکند. یعنی الگو پیرو روندی باشد. اولین نشانه از شکست نزولی، افزایش جزئی جفت ارز، پیش از شکست کف قیمتی است. در اینجا این افزایش جزئی را با پیکان نارنجی نشان داده‌ایم. اما همان‌طور که ملاحظه می‌شود، این افزایش جزئی نتوانسته منجر به شکست نزولی الگو شود و در ادامه بازار در جهت صعودی حرکت کرده است.
هرچند این مثال می‌تواند تنها یک استثنا باشد و شاید در نمونه‌های دیگر، بعد از افزایش جزئی شاهد شکست نزولی بازار باشیم، اما توصیه می‌شود که از الگوی کف پخشی تنها در شکست‌های صعودی استفاده کنید. یعنی الگو را بازگشتی صعودی در نظر بگیرید. احتمال موفقیت شکست‌های صعودی، بیشتر از شکست‌های نزولی است.
اما در الگو، شاهد برخورد چندین‌باره جفت ارز به سقف دامنه محدود نوسانی (خط روندی صعودی) و کف دامنه محدود نوسانی (خط روندی نزولی) هستیم. در اینجا تنها برخوردهایی را بایستی در نظر گرفت که منجر به حرکت جفت ارز به سمت کف یا سقف دامنه محدود نوسانی شده‌اند. به‌طور مثال، پیش از برخورد دوم (پیکان قرمز دومی در بالا)، جفت ارز توانسته چند بار به خط روندی صعودی برخورد کند، اما هیچ‌کدام از این برخوردها، نتوانسته‌اند جفت ارز را به کف الگو (خط روندی نزولی) برسانند. به همین دلیل، نباید این برخوردها را به‌حساب آورد.
احتمالاً به این نکته توجه کرده‌اید، که گاه جفت ارز به بالای خط روندی صعودی حرکت کرده و دوباره به سمت پایین بازگشته است. چنین شکست‌هایی در بازار عادی است. در واقع این شکست‌ها از نوع جعلی یا ضعیف هستند. نباید شکست‌های ضعیف یا جعلی را جدی گرفت. شکست تنها زمانی اعتبار دارد که قطعی باشد. یعنی جفت ارز در بالای خط روندی صعودی بسته شود و در ادامه در قالب حمایت به آن خط برخورد کند و سپس از خط روندی فاصله بگیرد.
درنهایت، جفت ارز با تشکیل اوج قیمتی سوم (سومین پیکان بالایی) به سمت پایین برگشته و از نیمه راه دوباره تغییر مسیر داده است. این یعنی کاهش جزئی بازار، یعنی الگو در شرف شکست صعودی است. در این لحظه بایستی آخرین اوج قیمتی الگو را با خط افقی مشخص کرد (۱٫۰۵۶۵۳). پایین‌ترین سطح الگو هم در ۱٫۰۴۹۳۸ قرار گرفته است. فاصله بین این دو سطح، ارتفاع الگو است. هدف اول قیمتی (خط سبز پایینی)، به اندازه نصف ارتفاع الگو از سطح شکست فاصله دارد. هدف دوم قیمتی هم به اندازه کل ارتفاع الگو از سطح شکست فاصله دارد.
در اینجا، نکته دیگری هم وجود دارد. قیمت پس از بسته‌شده در بالای سطح شکست، دوباره به زیر آن بازگشته و برای مدتی در اطراف سطح شکست نوسان کرده است. چنین حرکاتی، کاملاً عادی است. این نشان می‌دهد که بازار هنوز برای حرکت صعودی قانع نشده است. در واقع سطح شکست الگو، در ادامه به مقاومت و حمایت بازار تبدیل‌شده است و پس از شکست قطعی، توانسته تا اولین هدف قیمتی حرکت کند.